روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

165

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

كه از تبريز تا قاهره ده روز راه است و شهر بغداد در سمت راست « 1 » راه تبريز - قاهره واقع است . روز جمعهء بيستم ژوئن در ( ساعت سه بعد از ظهر كه همانا ) ساعت none ( است ) از تبريز به راه افتاديم و شب را در قلعه‌اى بنام « سعيد آباد » خوابيديم . فرداى آن روز يعنى شنبه در دهكدهء « اوجان » ناهار صرف كرديم و شب را در هواى آزاد گذرانيديم . يكشنبه پيش از ظهر از « سيگان » « 2 » گذشتيم و در دهكدهء « تونگلار » « 3 » كه همهء مردم آن از ايل تركمن بودند ، ناهار خورديم . اينك راه ما از دشت ميگذشت و ديگر از كوهستانها گذشته بوديم و هوا بسيار گرم شده بود . در هر دهى كه مانديم براى ما خوراك فراوان آوردند و بر سر سفرهء ما خدمت كردند . رسم آنان اين بود كه چون بآبادى ميرسيديم از ما خواهش ميكردند پياده شويم . بعد ما را بر فرشى كه بر چمن و در سايه گسترده بودند مينشاندند و از خانه‌هاى نزديك براى ما خوراك از قبيل نان و ماست و آشى كه با برنج و تكه‌هاى خمير پخته شده بود ميآوردند . در صورتى كه آهنگ ماندن شب ميكرديم ، آنوقت گوشت براى ما مىپختند كه پندارى آنچه خورده بوديم در برابر آنچه بعد از ظهر ميخورديم ما حضرى بيش نيست . از تونگلار بآنسو ، برين خو كرديم كه شبها حركت كنيم . زيرا درين فصل يعنى ماه ژوئن ( خرداد - م . ) راندن بهنگام روز در اثر گرماى شديد غير ممكن بود . و نيز در طول روز از گزند خرمگس كه در آن حدود بسيارست و براستى كه از نيش آنان راكب و مركوب هر دو ميميرند ، توقف ممكن نميشد . بنابراين چون بده تونگلار رسيديم با آنكه گرماى خورشيد بهيچوجه فوق العاده نبود ، باز هم خرمگس چندان بود كه اسبها بدشوارى ميتوانستند نيش آنها را تحمل كنند . پس آنچه توانستيم جهت دور كردن اين حشرات كرديم . از تن

--> ( 1 ) - در اينمورد ظاهرا مسامحه شده و يا مسافرت با اسبهاى تندرو و بدون توقف است و گرنه با وسايل آن روزى بهر صورت اين مسافرت بيشتر طول ميكشيده است . م . ا . ( 2 ) - Seygan ( 3 ) - Tunglar